SMART  به چه معناست؟

SMART مخفف اختصاری است که می توانید از آن برای هدایت هدف خود استفاده کنید .

معیارهای آن معمولاً با مفهوم اهداف به مدیریت پیتر دراکر نسبت داده می شود. اولین کاربرد شناخته شده این اصطلاح در شماره نوامبر 1981 در Management Review توسط George T. Doran رخ داده است . از آن زمان ، پروفسور رابرت اس روبین (دانشگاه سنت لوئیس) در مورد SMART در مقاله ای برای انجمن روانشناسی صنعتی و سازمانی نوشت. وی اظهار داشت که SMART برای افراد مختلف معنای مختلفی داشته است ، همانطور که در زیر نشان داده شده است .

برای اطمینان از اینکه اهداف شما روشن و قابل دستیابی هستند ، هرکدام باید موارد زیر باشد :

  • خاص Specific : (ساده ، معقول ، قابل توجه).

  • قابل اندازه گیری Measurable : (معنی دار ، برانگیزاننده).

  • قابل دستیابیAttainable : (توافق ، دستیابی).

  • مربوط Relavant : (منطقی ، واقع بینانه و دارای منابع ، مبتنی بر نتایج).

  • زمان محدودTime-Based : (مبتنی بر زمان ، زمان محدود ، زمان / هزینه محدود ، به موقع ، حساس به زمان).

پروفسور روبین همچنین یادآور می شود که تعریف اختصار SMART برای نشان دادن اهمیت کارایی و بازخورد ممکن است نیاز به به روزرسانی داشته باشد. با این حال ، برخی از نویسندگان آن را گسترش داده اند تا شامل مناطق تمرکز اضافی شود. به عنوان مثال ، دقیق تر ، شامل ارزیابی شده و بررسی شده است.

نحوه استفاده از SMART

پاول جی مایر ، تاجر ، نویسنده و بنیانگذار Success Motivation International ، ویژگی های اهداف SMART را در کتاب 2003 خود ، " نگرش همه چیز است : اگر می خواهید بالاتر و فراتر از آن موفق شوید" توصیف می کند . ما تعاریف وی را برای بررسی چگونگی ایجاد ، توسعه و دستیابی به اهداف خود گسترش خواهیم داد:

1. خاص

هدف شما باید مشخص و مشخص باشد ، در غیر این صورت نمی توانید تلاش خود را متمرکز کنید یا برای رسیدن به آن احساس انگیزه واقعی کنید. هنگام تهیه پیش نویس ، سعی کنید به پنج سوال "W" پاسخ دهید:

می خواهم به چه چیزهایی برسم؟

چرا این هدف مهم است؟

چه کسی درگیر است؟

کجا قرار دارد؟

کدام منابع یا محدودیت ها درگیر هستند؟

مثال

تصور کنید که در حال حاضر یک مدیر بازاریابی هستید و دوست دارید رئیس بازاریابی شوید. یک هدف خاص می تواند این باشد: "من می خواهم مهارت ها و تجربیات لازم را برای تبدیل شدن به رئیس بازاریابی در سازمان خود کسب کنم تا بتوانم حرفه خود را بسازم و یک تیم موفق را رهبری کنم."

2. قابل اندازه گیری

داشتن اهداف قابل اندازه گیری بسیار مهم است ، بنابراین می توانید پیشرفت خود را پیگیری کنید و انگیزه خود را حفظ کنید. ارزیابی پیشرفت به شما کمک می کند تا تمرکز خود را حفظ کنید ، مهلت های خود را رعایت کنید و هیجان نزدیک شدن به رسیدن به هدف خود را احساس کنید.

یک هدف قابل اندازه گیری باید سوالاتی مانند:

چقدر؟

چند تا؟

چگونه می دانم که چه زمانی این کار انجام شده است؟

مثال

شما ممکن است هدف خود را از کسب مهارت برای تبدیل شدن به رئیس بازاریابی با تعیین اینکه دوره های آموزشی لازم را گذرانده و تجربه مربوطه را ظرف مدت پنج سال کسب کرده اید ، بسنجید.

 

3. قابل دستیابی

هدف شما همچنین برای رسیدن به موفقیت باید واقع بینانه و قابل دستیابی باشد . به عبارت دیگر ، باید توانایی های شما را افزایش دهد اما همچنان ممکن است . وقتی هدف قابل دستیابی را تعیین می کنید ، ممکن است بتوانید فرصت ها یا منابعی را که قبلاً نادیده گرفته شده اند ، شناسایی کنید که می توانند شما را به آن نزدیک کنند .

4. مربوط

این مرحله در مورد اطمینان از اینکه هدف شما برای شما مهم است و همچنین با سایر اهداف مرتبط همخوانی دارد. همه ما برای دستیابی به اهداف خود به پشتیبانی و کمک نیاز داریم ، اما حفظ کنترل بر آنها مهم است. بنابراین ، اطمینان حاصل کنید که برنامه های شما همه را به جلو سوق می دهد ، اما هنوز مسئول رسیدن به هدف خود هستید .

یک هدف مرتبط می تواند به "بله" به این سوالات پاسخ دهد :

آیا این ارزشمند به نظر می رسد؟

آیا زمان مناسب است؟

آیا این با تلاشها / نیازهای دیگر ما مطابقت دارد؟

آیا من فرد مناسبی برای رسیدن به این هدف هستم؟

آیا در شرایط اقتصادی - اجتماعی فعلی قابل استفاده است؟

مثال

ممکن است بخواهید مهارت های لازم را برای ریاست بازاریابی در سازمان خود کسب کنید ، اما آیا زمان مناسب برای انجام آموزش های مورد نیاز ، یا تلاش برای دستیابی به مدارک اضافی است؟ آیا مطمئن هستید که فرد مناسبی برای مسئولیت نقش بازاریابی هستید؟ آیا اهداف همسرتان را در نظر گرفته اید؟ به عنوان مثال ، اگر می خواهید خانواده تشکیل دهید ، آیا گذراندن دوره آموزش در اوقات فراغت ، این کار را دشوارتر می کند؟

5. مقید به زمان

هر هدفی به یک تاریخ هدف نیاز دارد ، بنابراین شما می توانید مهلتی برای تمرکز داشته باشید و کاری را باید برای رسیدن به آن انجام دهید. این قسمت از معیارهای هدف SMART کمک می کند تا کارهای روزمره نسبت به اهداف بلند مدت شما اولویت نداشته باشند.

هدف محدود به زمان معمولاً به این سوالات پاسخ می دهد:

چه زمانی؟

بعد از شش ماه چه کاری می توانم انجام دهم؟

شش هفته دیگر چه کاری می توانم انجام دهم؟

امروز چه کاری می توانم انجام دهم؟

یک هدف قابل دستیابی معمولاً به سوالاتی از جمله پاسخ می دهد:

چگونه می توانم این هدف را محقق کنم؟

با توجه به محدودیت های دیگر مانند عوامل مالی ، چقدر هدف واقع بینانه است؟

مثال

ممکن است لازم باشد از خود بپرسید که آیا توسعه مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به رئیس بازاریابی ، براساس تجربه و شرایط موجود ، واقع بینانه است؟ به عنوان مثال ، آیا وقت دارید که آموزش مورد نیاز را به طور موثر انجام دهید؟ آیا منابع لازم در دسترس شماست؟ آیا توانایی انجام این کار را دارید؟